آغاز نو اندیشه ی نو
دو
« آینده از آن جوانان است» این شعار را کمتر کسی باشد که نشنیده باشد وبزرگان ورهبران سیاسی واجتماعی زمانی که به خاطر رسیدن به اهداف سیاسی وتبلیغاتی شان ضرورت پیدا می کند، با طرح این شعارکه جوانان وارث آینده است ، ازنسل جوانان بهره برداری سیاسی وتبلیغاتی می کنند؛ اما برای رفع مشکلات امروز جوانان وارایه ی پاسخ مناسب به نیاز های این قشر پویا وبالنده هیچگاه اقدام عملی وصادقانه یی را انجام نداده اند ونخواهند داد. جوانان افغانستان به امید فردای بهتر ورسیدن به آینده ی مجهول، امروز شان را از دست داده اند . جوانی که امروز نداند چگونه زندگی کند وچگونه با کنش های به شدت متضاد در نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی در جامعه واکنش نشان دهد، فردا نیز نمی تواند در این دنیای شناور وبی ثبات، خط فکری مشخصی داشته باشد .
رهبران تبار گرا وحکومت های فرصت طلب درافغانستان خط مشی شان همیشه بر این بوده اند که از رعیت سربه زیر، به ویژه نسل جوان که نیروی سرشار فزیکی وتوان فکری خوبی دارند استفاده ی سو نمایند و برای رسیدن به قدرت از هر وسیله ی ممکن کار گیرند. در انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی گذشته دیدیم که چگونه تشنگان قدرت از جوانان بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی نمودند؛ اما پس از رسیدن به اهداف شان جوانان را به باد فراموشی سپردند و با وجود توان اقتصادیی که داشتند و دارند، حتا کوچکترین سهولت آموزشی و فرهنگی را در اختیار جوانان قرار ندادند.
اندیشه ی معاصر، با در نظر داشت این مسایل تلاش می کند با عبور از بن بست" قیچی سانسور" بستری را برای طرح اندیشه ها وبیان دیدگاه های این نسل فراموش شده هموار سازد . تا جوانان بادرک درست این شعار به ظاهر فریبنده، امروز شان را قربانی فردای که هنوز نیامده نکنند .
سه
می گویند دانشگاه ؛ جایی که جوانان پس از سپری نمودن محیط خانه ومکتب، برای شکل گیری شخصیت فکری ، تجربی و هویتی شان به آنجا می روند، از مهمترین و ماندگار ترین دوره ی زندگی به شمار می رود . در کشورهای توسعه یافته دانشگاه جایی است که نیروی انسانی ورزیده را باتوان علمی ، فکری وتجربی فزاینده یی به جامعه گسیل می کند . قطار سرنوشت ملت ها و تغییرات بزرگ سیاسی ، اقتصادی و... از همین مراکز مهم رهبری می شوند .
سالانه بخش زیادی از بودجه ی دولت ها صرف توسعه ، بهبود کیفیت دانشگاه ها و تربیت و آموزش نسل جوان می گردد تا از یافته های به روز وتازه یی جهان معاصر، که لحظه به لحظه پدیده ی نوی کشف می گردد وراهکار جدیدی که برای حل مشکلات جهان ارایه می شود آگاه گردند؛ اما سوگ مندانه باید گریست که درافغانستان، فرصت ها می سوزد، توان فکری وفزیکی جوانان در دانشگاه ها بی حساب وکتاب صرف خواندن و به حافظه سپردن ته مانده ی چپتر های پوسیده یی می گردد که سال ها پیش اجداد (خدا بیامرز) ما به نسل زمان شان آموزش داده بودند وما امروز همین میراث ماندگار را به خورد نسل معاصر می دهیم!؟
اگر دانشجویی از خطوط قرمز وخط سرخی را که استاد برایش ترسیم کرده است عبور کند به شدت مجازات می گردد ودانشجوی جوان حق ندارد در مقابل استاد معظم، از گفته های وی انتقاد کند و یا پرسشی را خارج از نصاب آموزشی مطرح کند! درحالی که همین کارگزاران نظام آموزش عالی در انتخاب استاد، رییس و کارمندان اداری دانشگاه هم ملاحظات تباری شان را دخیل می سازند وهم اهداف سیاسی شان را دنبال می کنند؛ اما از این که یک دانشجو بخواهد دانش سیاسی وبنیش به روزداشته باشد می ترسند ؟
اگر دانشجویی در مورد نظام سیاسی و رفتارحکومت برسر اقتدار سخنی برزبان راند به شدت تنبیه می گردد که این جا، جای سیاست نیست باید درس آموخت ! اما سیاست گزاران نظام آموزش عالی به این پرسش پاسخ ندارند که این جوان دانشجو تا کی درقبال کشور، خاک و سرنوشتش بی تفاوت باشد؟
کوتاه سخن اینکه، فضای مراکز آموزش عالی در کشوربه شدت فرسوده ولجام گیستخته است .دانشجویان نیز به دلیل وجود این فضای بسته نمی توانند صدای شان را بکشند .
گردانندگان اندیشه معاصر را شماری زیادی از دانشجویان دانشگاه ها تشکیل می دهند ، این ها با درک نیاز های موجود، به صورت عمده تلاش می کنند به طرح مشکلات آموزشی ونقد رفتارمدیران آموزشی در دانشگاه های افغانستان بپردازند .
البته باید گفت که طرح این مسایل، به دور از چشم داشت های سیاسی، تباری وگرایش های سمتی صورت می گیرد، چیزی که ما در رسانه های دیگر کمتر سراغ داریم .
چهار
از شخصیت ها ونهاد هایی که بدون قید وشرط ، تجهیزات تخنیکی وکمک های مالی را دراختیار نشریه اندیشه ی معاصر قرار می دهند، صمیمانه تقدیر می شود . بدون ترید ما برای پیمودن این راه دراز، نیاز به کمک همدلی وهمفکری روشن دلان، افراد سخاوت مند و فرهنگیان ونویسندگان کشور داریم و هیچ گاه ادعا ی پیمودن این مسیر بزرگ را به تنهایی آن هم با دست خالی نداریم .
