تبليغاتX
نبشته های بی نشان

نبشته های بی نشان

سیاست، اجتماع،ادبیات وهنر

قطره در دريا

سفر نامه نويسي، از ژانر هاي است كه در افغانستان كمتر مورد توجه نويسندگان روز گار پسين قرار گرفته است. چند سال پيش سفرنامه حسين فخري نگاه ها را به خود برگرداند و تحسين فرهنگيان را بر انگيخت. پس از آن كسي ديگري از تبار انديشه و خلوص، خامه برگرفت و انسان عصر مدرنيته را به لحظه هاي پرشكوه سفر روحاني حج  و مسجد النبي با خود برد.

سيد آقا حسين فاضل سانچاركي، با نوشتن« قطره در دريا» ثابت كرد كه در كنار كارهاي سياسي و رسانه يي اهل دل و دانش سفرنامه نويسي نيز هست.

قطره در دريا، ياد داشت هاي سفرحج سانچاركي است كه در سال جاري، با قطع رقعي در  155 برگ لباس زرين چاپ را برتن نموده است. او در اين دفتر چنان هوشمندانه با كلك سحر آميزش بر بال انديشه به تفرج و سياحت در ميعاد گاه  حضرت حق ظاهر مي شود كه خواننده را شوق وصف نا پذير فرا مي گيرد؛ تا آخر كتاب نگارنده را همراهي كند.  او با نگارش روان و صميمي تمام صحنه ها را به تصوير مي كشد.

به اعتراف« حسين فخري» : « قصه او تنها با امروز آغاز نمي شود. كار او تنها ارايه ديدني هاي زيارت ها و اماكن مقدسه نيست. يا تصوير گري جاده ها، سرويس ها، نوشيدني ها و خوردني هاي هوتل ها و امتعه شهر و بازار. يا تفاوت اعراب كه اين جا و آن جا ديده، يا مردمي كه با آنان زندگي داشته است.

نويسنده در پي تجزيه و تحليل رخدادهاست و اختلافات فرهنگي و اجتماعي كه گهگاهي  گيچ كننده اند. همه جا را به چشم عبرت و اعتنا و دقت و وقوف مي بيند و با پاي ارادت و حضور قلب به آستان حرمين شريفين مي شتابد ...»

چاشني طنز، استعاره، كنايه، زبان زنده و نگارش روان، برجستگي خاصي به اين اثر مي بخشد. عنوان هاي درشت ؛  چونان توقف گاهي مي ماند كه مخاطب با انرژي تازه يي پس از يك تنفس كوتاه، خواندن كتاب را ادامه دهد و بي هيچ خستگي يي از اين سفرنامه لذت ببرد.

كوتاه سخن اين كه اين دفتر غنيمتي است بزرگ در عرصه سفر نامه نويسي.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 13:24  توسط کاظم حمیدی رسا  | 

میراث های فرهنگی

 

خطر نابودی میراث های فرهنگی در افغانستان

 

افغانستان رامی توان موزیم آثار فرهنگی و باستانی در کشور های منطقه نامید، ملت های گونه گونه با کیش ها و آیین هایی که داشتند در بستر این خاک زیستند و آثاری از خود به جا گذاشتند؛ این آثار در گذر زمان هرازگاهی  رویداد های تلخ و تکان دهنده یی را شاهد بودند؛ اما به رغم بی توجهی حکومت ها و نظام های گذشته در حفظ  و مراقبت از این آثار، شماری قابل توجهی از بناهای تاریخی و فراورده های  باستانی هنوز هم امیدی به بقای شان هست؛ اما خطر نابودی این آثار  تاریخی همچنان وجود دارد و در صورتی که تدا بیری برای حفظ و مراقبت از این آثار و ابنیه ها گرفته نشود؛ تا چند سال دیگر افتخارات گذشته و میراث گذشته گان خویش را از دست خواهیم داد. آنگاه فرصت عزاداری بر آنچه را که از دست می دهیم، نخواهیم داشت.

در آغاز سال جاری، وزیر اطلاعات و فرهنگ، در گزارش سالانه ی خود از  حفظ میراث های فرهنگی و ترمیم آبده های تاریخی خبرداده گفت که در سال 1387 در عرصه ی حفظ و باز سازی آبده های تاریخی پیشرفت های خوبی شده است و بیش از بیست ساحه ی تاریخی در ولایت کابل، هرات، غزنی، تخار و ننگرهار به همکاری تیم های کاری ریاست حفظ و ترمیم آبده های تاریخی و کشورهای کمک کننده بازسازی شده است .

 وی به عنوان نمونه از ترمیم آرامگاه سلطان محمود غزنوی  یا د نمود و تصریح کرد که کار بازسازی آبده های تاریخی در شهر غزنی ادامه دارد و شماری از این آبده به بهر برداری رسیده است. وزیر فرهنگ در حالی از ترمیم وبازسازی آبده های تاریخی سخن گفت که  انتقاد ها در مورد نحوه ی بازسازی و استفاده از مواد بی کیفیت در ترمیم آبده های تاریخی اوج گرفته است .

 نگرانی ها  در مورد نابودی آبده های تاریخی در بسیاری از مناطق باستانی کشور زمانی مطرح شد، که   گفته می شود  شماری از بناهای تاریخی یی را که وزارت فرهنگ به کمک کشورهای دوست ترمیم نموده؛ یا در حال  حاضر کار روی آن ها جریان دارد، ماهیت تاریخی و باستانی خود را از دست داده اند. نظارت کافی  از سوی وزارت فرهنگ در مورد چگونگی ترمیم آین آثار صورت نمی گیرد، در تیم های که به این کار گماشته می شوند، افراد تخصصی حضور ندارند و...  این مسایل سبب گردیده تا آثار ترمیم شده اعتبار فرهنگی و تاریخی یی را که داشتند از دست دهند.

    بسیاری از آبده های تاریخی در ولایت  غزنی، به دلیل استفاده از مواد بی کیفیت احتمال نابودی شان و جود دارد و ممکن است این آبده ها، پس از ترمیم، ماهیت تاریخی شان ازبین برود.

  قرار است شهر غزنی در سال 2013 از سوی سازمان علمی و فرهنگی یونسکو به نام پایتخت فرهنگی جهان اسلام  معرفی شود؛ اما بدرستی معلوم نیست که شهر غزنی  تا آن زمان شرایط  این نام گذاری را می تواند به دست آورد یا خیر؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 10:3  توسط کاظم حمیدی رسا  | 

قصر دارالامان؛ لکه ی ننگی برچهره یی کابل

 

  سوگ نبشته یی بر عملکرد قصر نیشینان فرهنگ پرور!)

قصر دارالامان، که در جنوب کابل موقعیت دارد زمانی از شهرت خاص بر خور دار بود، جاده های منتهی به قصر سر پوشیده از درخت های زیبای پشخانه یی بود و قصر درمیان درختان سر به فلک کشیده  ونهر های جاری آب، جلوه و جلال وصف ناشدنی داشت.

در جریان سال های جنگ، این ساختمان چهار گوشه واره یی که به صورت مستطیل با مهندسی یی خاص طراحی شده بود. تخریب گردید و خشت های سنگی، کاشی ها ، کلکینچه ها در وازه ها و... توسط زور مندان به یغما برده شد.

امروز نه از درختان پشه خانه یی خبری است و نه از شکوه و جلال این قصر جادویی! تنها چیزی که به چشم می خورد اسکلت نیمه ویران آن است که چونان ؛  استخوان در هم شکسته ی پرنده یی آهنینی سر بر بستر مرگ نهاده و بر سکوت کاخ نشینان بی فرهنگ نفرین می فرستد.

پس از بوجود آمدن تحولات جدید انتظار می رفت که وزارت اطلاعات و فرهنگ مسوولیت حفظ  و نگهداری این قصر تاریخی را به عهده گیرد؛ اما برخلاف تصور از زمانی که  نیروهای خارجی  پس از راندن طالبان امنیت کابل را عهده دار شدند، ساحه ی دارالامان را نیز قرنطینه نمودند و این محل را تبدیل به ساحه یی نظامی شد، زمانی که آنان در این ساحه مسوولیت داشتند افغان ها اجازه ی  ورود به قصر را نداشتند؛ اما پس از آن که  امینت کابل به نیروهای داخلی واگذار شد، در این ساحه اردوی ملی مستقر شدند.

متاسفانه وزارت اطلاعات و فرهنگ، که مسوولیت حفظ و مراقبت بناهای تاریخی را به عهده دارد از کنار این بنای تاریخی با بی توجهی خاص گذشته و کمترین کوششی را برای ترمیم و بازسازی این قصر انجام نداده است.

 این بنای تاریخی به حالت خود رها شده است و از فضای وسیع آن هیچ استفاده یی  صورت نمی گیرد، درحالی که وزارت اطلاعات و فرهنگ از کمبود جا برای نگهداری، آثار تاریخی شکایت دارد و از طرفی ساختمان این وزارت که در مرکز شهر قرار دارد نیز مکان مناسب برای یک نهاد فرهنگی دولتی تلقی نمی شود.

 شایسته بود که مسوولان خردمند و فرهنگ دوست !  با ترمیم این بنای تاریخی، زمینه  انتقال موزیم ملی( یا یکی از بخش های اداره ی فرهنگی دولتی ) را در این ساحه مساعد می ساخت و از تخریب و نابودی این بنای زیبا و با شکوه جلو گیری می کرد ، با غرص نهال های پشخانه ی و نگهداری از این درخت ها، شهرت از دست رفته ی دارالامان را دو باره بدست میاورد، آثار و بقایایی جنگ را از چهره قصر پاک می کرد؛ تا شهروندان کشور با دیدن دارالامان غمگین و افسرده نمی شدند و از دیدن شکوه این بنای تاریخی لذت می بردند؛ اما بدرستی معلوم نیست که چه کسی به این آرزو ی مردم  پاسخ مثبت خواهد گفت و کدام چوکی نشین پاک باخته و نجیب زاده ، برای باز سازی و باز گرداندن چهره یی اصلی قصر دست از آستین همت بالا خواهد کشید؟

به اساس اطلاعات دانشنامه ویکی پیدا، قصر دارالامان از بناهای تاریخی افغانستان است. این ساختمان به فاصله هشت کیلومتر به ‌طرف جنوب غرب شهر کابل در حوزه  ی چهاردهی که قبلاً افشارتپه نام داشت، درزمان امان‌الله خان ساخته شده است. در زمان ساخت این قصر، مناسبات حسنه ی سیاسی بین دولت افغانستان و آلمان ایجاد شد و در امور شهرسازی و تعمیرات ۲۲ تن از مهندسان دولت آلمان سهم گرفته بودند که از جمله ساخت قصر دارالامان درسال ۱۳۰۴ ه ق تحت نظر مهندس والتر هارتن آلمانی آغاز و درسال ۱۳۰۶ تکمیل گردید و قصر مذکور به داخل تقریباً ۱۵۰ اتاق کوچک وبزرگ اعمار شده و تمام دستگاه دولتی دوره ی امانی از آن استفاده می‌ گردند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 14:26  توسط کاظم حمیدی رسا  | 

تازه های نشر

 

  • شعر معاصر پارسي دري
  • شجاع الدين خراساني
  • چاپ نخست : 1386
  • شمارگان: 500

نويسنده ي اين اثر همواره تلاش نموده است؛ تا درمورد شعر فارسي رويكردهاي تازه یي را كشف كند. پژوهش هاي خراساني نشان مي دهد كه وي از ظرفيت ها وحوصله مندي لازم براي پژوهش هاي تازه در باب ادب معاصر فارسي دري برخوردار است. نخستين اثر پژوهشي خراساني "حنجره ي سبز غزل بود" كه درنوع خود در زمينه ي ادب معاصر ودرميان رساله هاي آموزشي در سطح آموزش عالي كشور جايگاه خود را باز نمود ومورد استقبال دانشجويان رشته ي زبان وادبيات  فارسي دري قرار گرفت. انتشار دومين  اثر پژوهشي وي زير عنوان "شعر معاصر فارسي دري " گام ديگري است  دراستاي بهبود كيفيت آموزشي درمفردات درسي دانشكده هاي زبان وادبيات فارسي دري.

 خراساني دراين كتاب خود فصل جديدي را براي تشنگان ادبيات معاصر دردانشگاه هاي كشور به ارمغان آورده است .دانشجوياني كه سال ها انتظار چنين كتاب هاي درسي را به سر مي بردند.در واقع اثر تحقيقي  وی پاسخگوي  عد ه ي بي شماري از دانشجويان است كه از كهنگي وبي كيفيت بودن رساله هاي آموزشي به ستوه آمد ند.

 

خراساني دراين اثر تحقيقي در پيوند باادبيات كلاسيك، تحليل هاي تازه يي از سه دهه ي اخير، از زاويه هاي مختلف،در باره ي نحوه ي آفرينش شعر وچگونگي اشعار شاعران  به طور تيوري وعيني وبا استدلال مطرح ساخته است.

در بخش دوم اين دفتر گزيده ي آثار شاعران معاصر، به مقبوليت وجذابيت  اين كتاب افزوده است. تحقيق در باره ي شعر معاصرپيش از نيما يوشيج وبعدازآن وهمچين شيوه ي تحليل  نقد گونه  از برخي آثار شاعران با در نظر داشت ، هنجار شكني، ساختار زدايي، زيباي شناختي و...در اين كتاب گام بزر گي است كه موشكافانه مورد بررسي قرار گرفته است.

تجربه هاي علمي وفرهنگي وي در زمينه هاي تدريس، تحقيق وروز نامه نگاري باعث شده است که روزنه اي جديدي به پيش روي ادب دوستان، به خصوص  دانشگا هيان باز شود. خراساني در فراز هاي ازا ين كتاب  مي نگارد: "حالاتعريف شعر وادبيات عوض شده  است. ديگر تنها آثار مكتوب را ادبيات وكلام مخيل وموزون ومقفا را شعر نمي خوانند و به همين پيمانه امروز درتمام زمينه هاي ادبي  توسعه وحتا انقلابي دست  داده است. مگر با تاسف كه بنگاه هاي  فرهنگي وبنیاد هاي تحصيلي وتحقيقي ما همپا با انقلاب فرهنگي جهان وحتا حوزه ي فرهنگي خود ما همنوانيست.

اين كتاب تحقيقي، با كاغذ مرغوب وقطع متوسط  در342 صفحه در يكي چاپخانه هاي شخصي كابل، به زيور چاپ آراسته  شده است.

:

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 12:36  توسط کاظم حمیدی رسا  |