تبليغاتX
نبشته های بی نشان

نبشته های بی نشان

سیاست، اجتماع،ادبیات وهنر

تازه های نشر

·        خروسان باغ بابر

  • مجموعه داستان
  • حسین فخری
  • ویراستار: محمد حسین محمدی
  • طرح جلد:  سید محسن حسینی
  • ناشر : خانه ادبیان افغانستان
  • شماره گان: 1000
  • چاپ نخست: بهار 1388 – کابل

 

حسین فخری،  یکی از معدود داستان نویسان کشور است که  مهارت لازم را در پردازش سوژه های بکر اجتماعی  دارد . او در در نوشتن داستان و پرورش سوژه های کوچه و بازارچنان با دقت و ظرافت کار می کند که گویی سرگذشت خود را روایت می کند. فخری وقتی از زاویه ی دید یک شکارچی داستان می نویسد مخاطب فکر می کند که او خود شکاچی یی کهنه کار است وقتی  قصه یک مرغ باز، کبوتر باز و... روایت می کند، این باور به خواننده بوجود میاید که نویسنده سالها با کرکتر های داستانش زندگی کرده است، خوی، خواص  و حرفه ی شخصیت های داستانش را به درستی می داند و با شگرد های زبانی بر جاذبه ی داستان هایش می افزاید.

خروسان باغ بابر، از سری داستان های بلند فخری است که درنخستین روز های بهار سال 1388 خورشیدی با چاپ دیدار نموده است. این دفتر با طرح پشتی یی  زیبا و قطع متوسط در 128 برگ در ردیف مجموعه داستان های معاصر افغانستان قرار گرفت.

خروسان باغ بابر، خان  و مزدوران، پایان راه، موش ها، گربه ها و جوال ها و قربانی، پنج داستان نسبتا بلند  این  مجموعه است،

سه داستان این مجموعه از زاویه دید اول شخص و دو داستان دیگر از دید دانای کل روایت می شود، سبک نگارش و حفظ دیالوگ ها با لهجه ی عامیانه و گفتاری، بر جاذبه ی داستان ها افزوده و ذوق خواننده را برای پی گیری داستان ها دو چند می کند.

 فخری ، با جزییات تمام گره افکنی و گره گشایی می کند و مخاطب را در فراز وفرود داستان هایش با خود می برد.

 داستان های فخری، رفتار و کردار مردم افغانستان را به تصویر می کشد، مردمی که در جریان سال ها جنگ و کشمکش، به رسم و رواج ها وفا دار مانده است و در کنار کار های روز مره، به سرگرمی ها ی معمول نیز می پردازند.

شخصیت هایی که در داستان های فخری زندگی می کنند، افرادی اند که در کوچه ،  بازار، دهکده و کوهستان ها راه می روند، داد وستد می کنند ، به شکار و جنگ و تضادهای رایج می پردازند؛ اما در کنار این مسایل جناب فخری،  با بیان ریز وِیژه گی های، مکانی، زمانی، شخصیت ها ی اصلی و فرعی، با استفاده از چاشنی طنز، وضع محیط پیرامون شخصیت های داستانش را نیز شرح می دهد.

فقر فزاینده، نبود سرگرمی های سالم، آلودگی محیط زیست و رخت بر بستن ارزشهای اجتماعی و فرهنگی از جمله دغدغه های او در این داستان هاست. نویسنده به نحوی کوشیده ؛ تا وضع آشفته  ی زندگی اجتماعی افغان ها را به تصویر بکشد و این داستان ها پیام ها و هشدار های تکان دهنده یی را به مخاطب منتقل می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 10:14  توسط کاظم حمیدی رسا  | 

میراث های فرهنگی

 

خطر نابودی میراث های فرهنگی در افغانستان

 

افغانستان رامی توان موزیم آثار فرهنگی و باستانی در کشور های منطقه نامید، ملت های گونه گونه با کیش ها و آیین هایی که داشتند در بستر این خاک زیستند و آثاری از خود به جا گذاشتند؛ این آثار در گذر زمان هرازگاهی  رویداد های تلخ و تکان دهنده یی را شاهد بودند؛ اما به رغم بی توجهی حکومت ها و نظام های گذشته در حفظ  و مراقبت از این آثار، شماری قابل توجهی از بناهای تاریخی و فراورده های  باستانی هنوز هم امیدی به بقای شان هست؛ اما خطر نابودی این آثار  تاریخی همچنان وجود دارد و در صورتی که تدا بیری برای حفظ و مراقبت از این آثار و ابنیه ها گرفته نشود؛ تا چند سال دیگر افتخارات گذشته و میراث گذشته گان خویش را از دست خواهیم داد. آنگاه فرصت عزاداری بر آنچه را که از دست می دهیم، نخواهیم داشت.

در آغاز سال جاری، وزیر اطلاعات و فرهنگ، در گزارش سالانه ی خود از  حفظ میراث های فرهنگی و ترمیم آبده های تاریخی خبرداده گفت که در سال 1387 در عرصه ی حفظ و باز سازی آبده های تاریخی پیشرفت های خوبی شده است و بیش از بیست ساحه ی تاریخی در ولایت کابل، هرات، غزنی، تخار و ننگرهار به همکاری تیم های کاری ریاست حفظ و ترمیم آبده های تاریخی و کشورهای کمک کننده بازسازی شده است .

 وی به عنوان نمونه از ترمیم آرامگاه سلطان محمود غزنوی  یا د نمود و تصریح کرد که کار بازسازی آبده های تاریخی در شهر غزنی ادامه دارد و شماری از این آبده به بهر برداری رسیده است. وزیر فرهنگ در حالی از ترمیم وبازسازی آبده های تاریخی سخن گفت که  انتقاد ها در مورد نحوه ی بازسازی و استفاده از مواد بی کیفیت در ترمیم آبده های تاریخی اوج گرفته است .

 نگرانی ها  در مورد نابودی آبده های تاریخی در بسیاری از مناطق باستانی کشور زمانی مطرح شد، که   گفته می شود  شماری از بناهای تاریخی یی را که وزارت فرهنگ به کمک کشورهای دوست ترمیم نموده؛ یا در حال  حاضر کار روی آن ها جریان دارد، ماهیت تاریخی و باستانی خود را از دست داده اند. نظارت کافی  از سوی وزارت فرهنگ در مورد چگونگی ترمیم آین آثار صورت نمی گیرد، در تیم های که به این کار گماشته می شوند، افراد تخصصی حضور ندارند و...  این مسایل سبب گردیده تا آثار ترمیم شده اعتبار فرهنگی و تاریخی یی را که داشتند از دست دهند.

    بسیاری از آبده های تاریخی در ولایت  غزنی، به دلیل استفاده از مواد بی کیفیت احتمال نابودی شان و جود دارد و ممکن است این آبده ها، پس از ترمیم، ماهیت تاریخی شان ازبین برود.

  قرار است شهر غزنی در سال 2013 از سوی سازمان علمی و فرهنگی یونسکو به نام پایتخت فرهنگی جهان اسلام  معرفی شود؛ اما بدرستی معلوم نیست که شهر غزنی  تا آن زمان شرایط  این نام گذاری را می تواند به دست آورد یا خیر؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 10:3  توسط کاظم حمیدی رسا  |