تبليغاتX
نبشته های بی نشان

نبشته های بی نشان

سیاست، اجتماع،ادبیات وهنر

روز جهانی دانشجو

ا

 

(خواست مشروع و قانونی دانشجویان دانشگاه کابل)

 از روز جهانی دانشجو در افغانستان با خشونت و عقده گشایی گرامی داشت به  عمل آمد، حلقه های  تبارگرا و به خاطر اهداف سیاسی وعصبیت زبانی یی که دارند، برای شان گران تمام می شود که پارسی گویان نجیب به زبان مادری شان صحبت کنند، این حلقه های تبار گرا از دیر باز است که به نبرد زبانی دامن می زنند و بدون برد وباری شناخت ریشه های کهن زبان فارسی دری برنفی واژه های اصیل زبان فارسی تا کید می ورزند.

 در این تردیدی نیست که آنان با این نبرد ما جرا جویانه عملا قانون اساسی کشور را  نقض می کنند و این تلاش نا فرجام شان نتیجه ی جز تنش آفرینی  و گسترش شکاف های زبانی و تباری ندارد؛ اما پارسی گویان با برد و باری و شکیبایی و درک عمیق از مسایل جاری کشور هیچگاه نمی خواهند در این هیاهو، به هویت زبان فارسی دری و زبان پشتو توهین شود ، دانشجویانی که زبان مادری شان فارسی است با احترام به زبان های رایج در کشور به تمام زبان ها ارج می گذارند و به ویژه به اصالت زبان پشتو وزبان فارسی دری تا کید می ورزند و از افرادی که   با زبان فارسی سر ستیز دارند ، می خواهند که دست از این حرکت سیاسی بردارند وبگذارند که فرهنگ و ارزشهای زبانی هر دو زبان در کشور رشد کنند و فرهنگ را با سیاست لجام گسیخته ی نظام حاکم قاطی نکنند.

سیاست های لجام گیسخته و بدون پشتوانه فکری وفرهنگی با عمل کرد تک بعدی به اصالت فرهنگی جامعه آسیب می زند و فرهنگ پر بار ومتنوع کشور را با قیچی عصبیت و حمایت از حلقه های تبار گرا پارچه پارچه می سازد . 

رویداد حمله به دانشجویان و پاره کردن لوحه های که به زبان فارسی در خوابگاه دانشگاه کابل نصب شده  بود توسط پولیس و عناصر که وابستگی  تباری با مسوولان بلند پایه نظام بر سر اقتدار دارد صورت می گیرد واین نظام در حالی شعار دفاع از ارزشهای ملی راسر می دهد  که با این حرکت منفی  عملا قانون اساسی کشور را نقض نموده است، نظر به قانون اساسی حفاظت از زبان های رایج در کشور و  تقویت ورشد زبان ها به عهده ی حکومت  ونهاد های دولتی است، نه راه انداختن نبرد زبانی و  مبارزه با واژه های اصیل زبان فارسی ، زبان گرامی یی که به گواهی  تاریخ خواستگاه پنجهزار ساله دارد و با مردم زندگی می کند، چطور می شود برآن رنگ خارجی زد؟ ما نمی توانیم زبان مولانا، سنایی، بیدل  و...  مفاخر بلند قامت این سرزمین را در این نبرد سیاسی و تباری معامله کنیم، ما با این زبان زندگی می کنیم و با این زبان می میریم، و این وظفیه وجدانی انسانی هر ملت و هرنسلی است که با زبان واندیشه ستیزه جوی نکند و زبان را ارج گذارد ، حفظ زبان فارسی به معنای مبارزه با خرد و ارزشهای کهنی است که جزء هویت و شناسنامه تاریخ این سرزمین شده است .

قانون اساسی کشور، آموزش به زبانی مادری و.. را تضمین نموده است وحال مسوولیت حمایت از قانون و تطبیق این مواد به دوش حکومت است . بسیار شرم آور است که حکومت  به عنوان نهاد مردمی وملی  هم کاسه ی کسانی  می شود که عصبیت تباری وزبانی مانع خرد ورزی شان شده است و در خارج از مدار تبار وزبان خود شان به چیزی دیگری نمی اندیشند .

پس چگونه می توان به این نظام خوش بین بود ، تا به ارزشهای فکری وفرهنگی نحله های ساکن در افغانستان ارج گذارد ؟

اگرلوحه دانشگاه کابل  به هر دو زبان رسمی کشور نبشته نشود ، گره از کار باز نمی گردد و زمینه برای عقده گشایی مخالفان زبان فارسی هموار می گردد .

از طرف دیگر انتظار می رود که قانون آموزش عالی کشور بدون دخالت مسایل زبانی وتباری وسیاسی  به طور منصفانه از پار لمان پاس شود؛ تا فضایی همزیستی تمام زبان های رایج در کشور در زیر چتر قانون بوجود آید .  وسخن آخر اینکه درنبرد این ستیزه جویان ، سرانجام حقانيت زبان کهن سال پارسي بر کژ انديشاني که به هويت نيم بند محلي خويش مي نازند، ثابت شدنی است .

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 10:21  توسط کاظم حمیدی رسا  |