تبليغاتX
نبشته های بی نشان

نبشته های بی نشان

سیاست، اجتماع،ادبیات وهنر

درسلسله برنامه ی ادبی شبهای کابل

گرامی داشت شخصیت ادبی محمد حسین محمدی

"شب های کابل" عنوان سلسله محافلی است که به تازگی در زمینه ادبیات راه اندازی گردیده است. درنخسیتین شب، کارنامه ی ادبی محمد حسین محمدی داستان نویس موفق وپژوهشگرجوان کشور مورد ارزايابي قرارگرفت وازتلاش هاي وي درزمينه ادبيات داستاني وادبيات كودك تقديرشد.

عصر روز یک شنبه 20 اسد سالون دانشگاه کاتب میزبان محمدی بود. دراین نشست دوست داران ادبیات داستانی وشخصیت های برجسته ی فرهنگی کشور گرد هم آمده بودند.

صادق دهقان؛ مدیر اجرایی برنامه، گفت: شبهای کابل گامی است برای فعالیت های سامان مند علمی وادبی . وی بازسازی کشور را بدون حضور نیروهای علمی وفرهنگی کشور ناممکن خواند.

استاد رهنورد زریاب؛ که در باره ی کتاب" فرهنگ داستان نویسی درافغانستان" سخن می گفت محمدی را  چهره یی اندیشه گروپرکار وشناخته شده برای مردم افغانستان خوانده گفت:« محمدی به گونه ی کارشناسانه درزمینه ی ادبیات داستان نویسی کارکرد.» آقای زریاب ضمن ستایش ازتلاش محمدی برای نوشتن این کتاب تصریح نمود« کسانی که درپژوهش بوِیژه درزمینه ی چگونگی وفراهم ساختن کتاب تجربه  ندارد شاید نداند که پرداختن به چنین کاری چه دشوار وتوان فرسا است» وی درمورد تاریخچه ی فرهنگ داستان نویسی درافغانستان گفت« تا دهه 60 خورشیدی ادبیات داستانی درافغانستان به رسمیت شناخته نشده وکسی هم داستان نویس را چندان تحویل هم نمی گرفت ومحمود طرزی برای نخستین بار درسراج الاخبار ازمقوله های رمان ورمان نویسی سخن گفت»

اقای زریاب درباره ی فرهنگ داستان نویسی افغانستان گفت آقای محمدی دراین کتاب سلیقه ی خویش را دخالت نداده وداوری هم نکرده وبه باورمن این کتاب چیزی فراتر ازفرهنگ داستان نویسی است به دلیل که وی داستان نویسان کشور را معرفی نموده داستان بلند وکوتاه وسالشمار ادبیات داستانی را دراین کتاب آورده» آقای زریاب برگزاری شبهای کابل رادر غنامندی فرهنگی موثردانسته گفت: برگزاری این شبها اگرادامه یابد می تواند درغنامندی فرهنگ وادبیات افغانستان فراوان اثرگذارباشد.

حسین فخری، رمان" ازیاد رفته" را به بررسی گرفت واین رمان را ازکتاب های ارزشمند داستانی خوانده گفت: مجموع حواث ورویدادهای که دراین رمان واقع شده از8 صبح تا 5 عصر را دربرمی گیرد واین داستان در11 بخش تدوین شده که هربخش ویژه گی مستقل دارد درعین حال این بخش ها باهم پیوند دارد وداستان ازساختار محکم ومنسجم برخوردراست . آقای فخری طرح ساده وبیان شیوای محمدی را درنوشتن این داستان ازویژگی دیگری رمان" ازیاد رفته" دانست.

محمود جعفری، با بررسی ادبیات کودک(شعر وداستان ) درآثار محمد حسین محمدی، گفت:« محمدی ادبیات کودک را محدود به سه مرحله ی خانه، کوچه، جامعه نموده واودرآثارش این سه محیط را شرح می دهد. وی "مادرکلان" و"بی بی جان" را نماد برجسته ی محبت درآثارمحمدی پنداشته گفت: محبت محوری ترین اشکال داستان های محمدی است وشادی، طراوت، بازی، محیط کوچه، محیط جامعه، نیز درداستان های محمدی جایگاه خاص  دارد وبه لحاظ بعد بیرونی اسطوره سازی، تکرار واژه ها، آهنگ شادی، مواجه یک سان با تمام فصل ها درآثار وی به چشم می خورد.

منیژه باختری، درباره ی جایگاه زن درداستان های محمدی پرداخته گفت:« تاریخ گواه است که مردان همیشه شاهکار ادبی را به عهده داشته وزنانه نویسی پدیده ی تازه است.» وی تصریح نمود که در داستا نهای محمدی حضور زن کمرنگ است ودلیلش این است که داستانهای وی به صورت مستقیم وغیرمستقیم جنگ و خشونت را تداعی می کند وفاعلان این اعمال بیشتر مردان بودند. به گفته ی بانو باختری، زن درداستانهای محمدی گاهی مادرشهید وگاهی دختری است دربند مردان مسلح. وی گفت: زنان درداستان محمدی حضور منفعلانه دارند وداستانهای وی نمونه ی خوبی از ادبیات جنگ به شمار می رود.

محب بارش، با انتقاد ازسیستم درسی دانشکده های ادبیات گفت: دردانشکده ادبیات کابل چیزی به نام ادبیات معاصر درس داده نمی شود وآنچه را که دانشجویان می خوانند تذکرت الشعرا است تاریخ معاصر وادبیات داستانی بخش متروک مواد درسی دانشکده های ادبیات است.

همچنان حسین سناپور نویسنده بزرگ ایرانی پیامی را در این ارتباط فرستاده بود که خانم محبوبه ابراهیمی آن را قرائت نمود.

محمدی حسین محمدی، با ابراز رضایت ازبرگزاری برنامه ادبی شبهای کابل گفت: پس ازسال ها امروز خوشحالم که ازادبیات داستانی درافغانستان یاد می شود، چرا که ادبیات افغانستان همیشه باشعر پیوند خورده  امروز ماندگی تمام پیاده روی ها ی سال 82- 84 که درسرکهای خاکی کابل به دنبال کتاب می گشتم برطرف شد.

وی با اشاره به کتاب فرهنگ داستان نویسی، گفت:« من ادعای کامل بودن این فرهنگ را ندارم وتلاش می کنم نقصیه ها را درچاپ های بعدی برطرف کنم.» آقای محمدی با ابراز تاثر ازاین که کتاب های وی درزمینه ادبیات کودک هنوزبه کودکان افغانستان معرفی نشده گفت« زمانی که کتاب یک آسمان گنجشک،  درجاپان وایران چاپ شد . فکرمی کردم که کتاب  مرا چند کودک افغانستانی خوانده باشند ، کودکانی جاپانی وایرانی کتاب مرا می خوانند؛ اما کودکان افغانستان نخوانده اند. »

محمد حسین محمدی تا کنون به خاطرداستان های کوتاه ومجموعه داستانش جوایز ادبی بسیاری را به دست آورده وبرخی ازداستان هایش به زبان آلمانی وترکی نیز منتشر شده است. پروانه ها وچادرهای سفید، انجیرهای سرخ مزار، فرهنگ داستان نویسی افغانستان، ازیاد رفتن ازکتاب های است که وی درزمینه ادبیات بزرگ سالان نوشته است.

یک آسمان گنجشک، بابا غوری ومادرکلان خیلی خیلی پیر، لی لی لی لی حوضک، بزک چینی، دختر آفتاب ودیو سیاه وخوشه ها ملخ ها ازآثار وی درزمینه ی ادبیات کودک است. درحال حاضر پنج اثر وی زیرچاپ است و تاکنون منتشر نشده است .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:44  توسط کاظم حمیدی رسا  | 

قرن 21 قرن سادیسم وشیوع سرطان خشونت


............................................................................................................


دلتنگي هايم را چگونه بازگو کنم

دردي که برشانه هايم سنگيني مي کند

استخوان هايم رامي شکند

روحم را مي فشارد

ازکدام درد شکوه کنم

ازبشر قرن 21

که درجغرافيايي خشونت بزرگ شده است

انساني که زبان خشونت را به خوبي مي فهمد

وخدا باوري را کشتن هم نوع خود مي پندارد

قرني که دين دست مايه فرومايگان قرار گرفته

 وانسان ابزاري براي انفجار!

قرن 21

قرن ساديسم

و

 گسترش موج برتری طلبی

حال

چهارده قرن پس ازتو

قطارانسانيت به بن بست رسيده

بن بستي دهشت بار

تضاد، تصادم وانفجار

انسان ازمفهوم ديرينش

که همدلي وهمپذيري است، چهارده قرن فاصله گرفته است

اما اي عصاره عدالت!

حضورت فراموش ناشدني است

چهارده قرن پيش

 توعدالت را مفهوم تازه داده بودي

توقرباني عدالت شدي

تادرخت عدالت به استواري انديشه ي بلند تو

سايه گسترباشد

اما امروز

 زمام داران ديکتاتورمنش عدالت را قرباني

هوس هاي اهريمني شان نمودند

انسان درانديشه ي تو کرامت داشت

سياه وسفيد

شرقي وغربي

جوهريک ماده بود

وتوميوه هاي عدالت اجتماعي را

چونان نور آفتاب به شاه وگدا دادي

درخت عدالت ، چونان چترگسترده دراقليم حاکميت تو

نماد مشارکت همگاني به شمارمي رفت

درانديشه تو!

قدرت مسووليت آوربود

زمام دارخادم بود نه خاين

 عدالت مفهوم آب داشت

تشنگان ازاين چشمه سار

سيراب مي شدند.

بالادست وپايين دست

چونان دوخط موازي ازمنبع قدرت

بهره داشتند

حکومت؛ واژه ي روشني بود

که همه درپرتوآن خود را مي ديدند

 

خطوط زندگي، روشن بود

کسي منحرف نمي شد

انسان ازانفجارچيزي نمي دانست

ازدين استفاده ابزاري نمي شد

نهيليست درانديشه انساني تو جايي نداشت

دزدان قدرت

برد گان زر وزور ازدست برد به کرامت انسان

ناتوان بودند

و...اما

وقتي کرامت انسان شکسته مي شود

و

طلاي وجود رنگ تقلب مي گيرد

چه بايد کرد؟

انساني که نه آسماني شد

ونه درزمين جاي براي خودباقي گذاشت

امروز

عدالت ، مفهوم ديگري دارد

قدرت به عدالت نيز دست برد زده است

جوهر اين واژه را دزديده است

امروزدرعصر سيمان وآهن

عصر انرژي هسته ي

عصرآدمک هاي روباتي؟

 ريختن خون انسان

به زمام داران

 نشاط مي بخشد

درعصر

نظام مشارکتي

دموکراسي ، توزيع قدرت و...؟

برده داري نوين حکايتي است

درد ناک!

تبارگرايان کوته بين

زخم شلاق فرعون

وتيغ گيوتين را هرروزتازه مي کنند

دردستگاه حاکم

 انديشه تباري و عصبيت نوين

دخيل بسته است

من ازکدام درد

ازکدام بي عدالتي شکوه کنم

اينجا سرزمين خشونت

وزادگاه آپارتايد است

 زباني براي گفتن

 گوشي براي شنيدن

 چشمي براي ديدن

 اشکي براي گريستن

قلبي براي تپيدن

وحنجره يي براي فرياد عدالت انساني

حضورندارد

دراقليم خشونت، همه چيز رنگ باخته است

آري

درقرن 21

 

 

انتشارويروس عصبيت

بيماری قدرت

شيوع خشونت!

وجوخه هاي مرگ

خبرناخوشايندي است

که درقلب آسيا

سونامي خاموش را رهبرمي کند

سونامي جنگ، انتحار، قحطي و...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 10:45  توسط کاظم حمیدی رسا  |