سياست خندي درافغانستان
بعد از چند دقيقه لکه هاي سياه از روي قرص ماه کنار رفت و ماه نورافشاني خود را از سر گرفت، مردم خوشحال شدند که در اثر دعاهاي شان اژده ها ماه را نبلعيده است. آن شب تا صبح مردم نخوابيدند و در مورد پيامد اين واقعه ي عجيب گفت و گو کردند. غيب دانان و ستاره شناسان در شرح ماه گرفتگي گفته بودند که در مملکت پادشاه گردشي مي شود، آشوب و بلا کاهش مي يابد، به جاي ظلم،عدالت و قانون مداري حاکم مي شود. مردم نذرها به گردن گرفته بودند تا پادشاه گردشي بدون خون ريزي به سرانجام برسد.
ديري نگذشت كه آشوب و بلوا در جنوب مملکت شدت گرفت، مرداني از دره هاي پر پيچ و خم ارزگان و دشت هاي هلمند خروج کردند و پرچم هاي سفيدي را بر افراشتند. کرامات و فضايل زياد در مورد رهبران اين گروه بر سرزبان ها افتاد. مردم خروج اين گروه ها را به فال نيک گرفتند و فکر مي کردند که آنان نيروهاي غيبي هستندکه براي نجات مردم آمده اند و جلادان و ظالمان را سر مي برند و عدل الهي را در زمين خدا پياده مي کنند؛ اما اين خواب بسيار زود گذر بود؛ با طغيان طالبان در مملکت خون هاي زياد ريخته شد و قهر و غضب خدا از سرگرفته شد. مردم از زندگي نااميد شده بودند، کودکان شب ها قرص ماه را نان مي ديدند. روزگار مردم روز به روز وخيم تر شده مي رفت. بعد از سال هاي زياد، مردم دوباره به ستاره شناسان و فال بينان روي آوردند و در مورد سرنوشت آينده ي مملکت شان دست به دامن طالع بينان مي زدند، طالع بيني که هم فال مي گرفت و هم از امورات غيبي براي مردم خبر مي داد و بين مردم شهرت عام داشت دراسطرلاب ديده بود که دستي از طرف غرب مي آيد و افغانستان را نجات مي دهد و به زودي روزگار مردم بهبود مي يابد.
بعضي مي گفتند اين دست ازکعبه ظاهر مي شود و گلوي ظالمان را مي فشارد و براي مردم آرامش و صلح ارزاني مي دارد. ملاها مي گفتند آخر الزمان است، آشوب و بلوا زياد مي شود. علايم قيامت است. مردم بايد ذکر بگويند و دعا کنند که دنيا قيامت مي شود.
مردم شب ها خواب هاي پريشان مي ديدند، کودکان در خواب مي ترسيدند، يکي از ريش سفيدان گفته بودکه به چشم خود ديده است که توپ هاي غيبي در آسمان شليک شده است و در شهرها و دهکده هايي که گروه طالبان موقعيت دارد فرود آمده است. مردم به اين باور رسيده بودند که طالبان ناحق اند؛ چون توپ هاي غيبي بر مواضع آنان شليک شده است. طالبان هر روز شهرها و دهکده هاي زيادي از دست مي دادند و خبر سقوط طالبان چون بمبي در ميان مردم انفجار کرد، همه خوشحال شده بودند که عذاب خدا از سر شان کم شده است. با رفتن طالبان مردم، راديوهاي شان را روشن نمودند و بعد از سال ها صداي موسيقي مي شنيدند.
پيرمردها از راديوهاي شان شنيده بودند که قرار است در افغانستان پادشاه انتخاب شود و حاکم به خواست مردم تعيين مي شود خبري خوشايندي بود، همه شادمان شده بودند و به درگاه خداوندگار پيشاني برخاک مي ساييدند كه با آمدن حاكم حاکم عادل، آرامش، صلح و رفاه نصيب شان شود و براي يک بار هم که شده شکم بچه هاي شان از نان خشک سيرمي شوند. ستاره شناسان و فال بينان گفته بودند که اگر در آسمان کدام تحول رخ ندهد ستاره ي پادشاه نيک و طالع وي آفتابي است؛ اما اگر در آسمان باد مخالف بوزد طبيعت پادشاه نيز تغيير مي کند و ممکن است وضع مملکت به آشوب کشيده شود و ظلم و بي عدالتي طغيان کند.
راويان شيرين گفتار و ناقلان شكر سخن چنين نگاشته اند كه پادشاه سال هاي سال بر مردم حكومت كرد؛ اما هر چه زمان مي گذشت وضعيت بد و بدتر شده مي رفت و آشوب و خون ريزي خواب راحت را از مردم گرفته بود.
مشاوران و وزيران ارشد پادشاه، چنين مشوره داده بودند كه اگر شاه مردم را گرسنه نگهدارند حكومت كردن بر آنان آسان مي گردد، اما اگر شكم اين مردم گرسنه سير شود؛ آنان عليه شاه خروج مي كنند و نظام را برهم مي زنند؛ شاه به درستي به نصيحت عالمانه ي ناصحان و مشاوران عمل نمود.
گرسنگي، قحطي و گراني چنان بر مردم سلطه انداخت كه فرزندان شان را به ليلام گذاشتند؛ تا از گرسنگي شاهد مرگ جگرگوشه هاي شان نباشند. رعيت پيشاني را بر خاك مي ساييدند و به دربار خداوندگارشان ناله ها و زاري ها همي نمودند كه اي كاش زمان به عقب برمي گشت و شاه عادل نگون بخت مي شد؛ گويند چند سالي به اين شيوه گذشت، فعان مردم بلند شد مردم دنيا از شرق عالم تا غرب دينار ودالر به افغانستان وعده دادند، به گونه يي كه مردم فكر مي كردند خورجين شان پر از دالر مي شود؛ اما وضع بهتر نشد و گرسنگي مردم بيشتر شد.
قبله ي عالم شاه افغانستان كه با كلاه قره قول و چپن افغاني شناخته مي شد؛ همه روزه در سفرهاي خارجي مصروف بود. امور مملكت داري را كسان ديگري در قصر شاهي پيش مي برد. كاخ نشينان چنان سرمست قدرت بودند و رعيت را از ياد برده بودند؛ حتا نمي دانستند كه در بيرون از ارگ شاهي چه مي گذرد؟
ادامه مطلب
