همه شب ديده بر مهتاب دارم
(پس از 20 سال سکوت، دمبوره مي زنم)
اشاره: دمبوره نام يکي از آلات موسيقي عاميانه است که در مناطق مرکزي افغانستان از شهرت خاصي برخوردار است اين وسيله موسيقي را هنرمندان و آوازخوانان محلي به شکل ساده از چوب و چند تار نايلوني مي سازند دمبوره از ساختار ساده برخوردار است؛ اما هنرمندان و علاقه مندان دمبوره از خود سبک ها و شيوه هاي مشخصي را در نواختن دارند. وقتي صداي دمبوره با دوبيتي عاميانه محلي مي آميزد، شور و جذبه وصف ناشدني در رگ هاي شنونده مي دود. ساده گي، رواني و در عين حال مفاهيم بلند عرفاني و هستي شناسي، در واژه واژه يي دوبيتي های عاميانه همراه با ساز دمبوره و صداي شيرين آواز خوانان محلي، روحت را نوازش مي دهد.
1- روز جمعه است، هواي کابل دم کرده و گردآلود به نظر مي رسد، فکر مي کنم که ستوني از خاکستر و خاک بر فراز شهر چمبر زده است. حال و حوصله زياد ندارم، براي فرار از اين هواي نفس گير، بر بال زرين پرنده خيال مي نشينم و تصور مي کنم که در کوه پايه ها و در دامنه هاي سرسبز بابا و پامير قدم می زنم.
با صداي زنگ تلفن، ديوار خيالاتم شکست ، صدا، آشنا بود، دوستي به من مي گفت، که بيا ساعتي چند در بزم موسيقي محلي شرکت می کنيم و در ضمن با يکي از هنرمندان محلي آشنا مي شوي. من بدون هيچ ملاحظه يي به جمع شان اضافه شدم و صداي نواختن دمبوره با اين دو بيتي ها طنين افکن شد:
چه سازم چارة درد دل خويش
به که گويم خدايا مشکل خويش
+++
خوش آن ساعت که با صد ناز و تمکين
نشينم در برت با بزم سيمين
سرم بالاي زانويت گذارم
کنم بازي به آن زلفين مشکين
+++
دل زارم ندارد طاقت سنگ
ندارد طاقت افسون و نيرنگ
مسوزانش به عشق ماه و رويت
مکن راه وفا را در دلم تنگ
اين دوبيتي ها وقتي با آهنگ دمبوره گره مي خورد، پرده جان را مي نوازد و شنونده را تا دوردست ها با خود مي برد.
2- نوازنده خون گرم دمبوره با متانت و تواضع، خودش را معرفي مي کند، معلوم مي شود که وي از ولايت باميان است. اين هنرمند محلي معروف به سيد رحمت الله شکيب است که در سال 1302 در قريه چي جين ورس از توابع ولايت باميان هستي را به تماشا نشست. وي همزمان با آغاز تحصيلات ابتدايي، در کنار درس مکتب به نواختن دمبوره روي آورد، با تشويق دوستان و هم صنفي هايش سبک ها و روش هاي منحصر به فردش را در نواختن دمبوره به نمايش گذاشت.
شکيب در زمان حاکميت ظاهرشاه به کابل آمد، و در راديوي ملي افغانستان به اجراي برنامه و نواختن دمبوره پرداخت. وي بيش از 5 برنامه را در آرشيف راديوي ملي افغانستان ثبت نمود. اين هنرمند محلي مي گويد در پرورش هنرموسيقي اش استاداني چون ، سيد محمد علي، سيد علي و ... نقش داشتند.
وي از سبک هاي تگاوغاري، محمد علم شاهي و دلبرومای، نام مي برد که در ولسوالي ورس ولايت باميان علاقه منداني زياد دارد. سبک هاي سحر انگيز دمبوره، در بين مردم مناطق مرکزي رواج دارند و مردم با شنيدن آهنگ، ريتم و زيروبمي صدا، سبک ها را از هم تشخيص مي دهند.
استاد شکيب از ذهنيت بدبينانه مردم و عدم توجه حکومت ها به هنرش گلايه دارد که به گفته خودش در اثر تحولات و رويدادهاي ناخوشايند 20 سال خاموشي اختيار مي کند و در اين فاصله غم و رنجش را به تنهايي تحمل مي کند. وي پس از 20 سال سکوت، دوباره دمبوره اش را از پستوي خانه برون آورده گردوخاک دمبوره اش را پاک مي کند و تارهاي آله موسيقي اش را محکم مي بندد، به اميدي که حکومت منتخب به خصوص وزارت اطلاعات و فرهنگ، براي رشد و باروري موسيقي محلي و تشويق هنرمندان فلکلوريک، چهره گشايند، زمينه، امکانات و سهولت هايي را براي حمايت از اين ميراث هاي ماندگار فراهم کنند.